مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

157

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

هم گسسته و هم پيوسته . حال اگر به مذهب كسانى كه قايل به هيولى هستند ، پناه برند و بگويند هيولى جوهرى است قديم كه همواره از اعراض تهى بوده است ، سپس اعراض در آن حادث شده و اين جهان با هر چه دارد در آن حادث شده است ، در پاسخشان گفته خواهد شد كه حادث شدن اعراض در هيولى بيرون از اين نخواهد بود كه يا در كمون هيولى بوده و سپس ظاهر شده يا در جوهرى ديگر بوده و سپس بدان انتقال يافته يا اصلا نبوده و حادث شده است و از آنجا كه محال است اعراض در كمون هيولى بوده باشند و اين هيولى يا همانند اجسام عالم است يا فروتر از آن و يا بزرگتر از آن يا جزئى است لا يتجزّى ( يا هر چه خواهد باشد ، زيرا كوچكى و بزرگى و همانندى اعراضى هستند كه از آن انفكاك ندارند و از حوادث نيز منفك نيستند ) ، پس اين جوهر قديم خالى از اعراض ( هيولى ) حادث است . و بدان كه احكام اين فصل فرض واجب است و حق لازم به ويژه شناخت حدوث اعراض و اينكه جوهر از آنها انفكاك ندارد ، زيرا دليل است بر حدوث و حادث و اختراع . و از خداى خواهيم كه ما را توفيق و رهيافتگى بخشد و به رحمت خويش ما را از خطا باز دارد و در طاعت خويش ما را بصيرت دهد . گفتار در برابر اهل عناد و آنها كه نظر را باطل مىدانند گوييم همانا گروهى از منكران ، سوفسطانيه ناميده مىشوند . معنى اين كلمه در نزد ايشان خداوند تمويه ( آب و تاب دروغين ) و مخرقه ( فريبكارى و گول زدن ) است و ارسطاطاليس ايشان را ملحدان خوانده است . اينان همه دانشها را از بنياد باطل مىدانند و چنين مىپندارند كه هيچ يك از دانشها حقيقتى ندارد . و آنچه در حواس موجود است و آنچه بديههء عقل است و آنچه از رهگذر استدلال استنباط مىشود ، همه را انكار كرده‌اند و چنين پنداشته‌اند كه وجود اشيا نتيجهء خيلولت ( تخيل ) و حسبان ( گمان ) است . و همانند چيزى است كه در خواب بينند . و بسيارى از مردم از معارضهء با ايشان سرباز زده‌اند و آنان نيز كه به ردّ ايشان برخاسته‌اند ، در كار فرو مانده‌اند زيرا آنچه ايشان به انكارش پرداخته‌اند ضرورت مشاعر است و بداهتى دارد كه بىنياز از دليل است ، چرا كه اصل همه دانشهاست . و هر گاه كسى به اثبات صحت آنها برخيزد از براى چيزى كه نياز به دليل ندارد اقامهء برهان كرده است و آن خود به بىنهايت مىانجامد . و بعضى با اينان در برابر عامهء مردم به مناظره پرداخته‌اند و تباهى مذهب ايشان را آشكار كرده‌اند و گفته‌اند : آيا حس است كه شما را به اين نتيجه رسانيده يا نظر ؟ اگر